شیر افتاد ز پای و همگی شیر شدند


Image result for ‫شعر شیر افتاده ز پا و همگی شیر شندند‬‎


علقمه گفتم و دیدم دلم از پا افتاد

یاد لب‌های علی اصغر و دریا افتاد

علقمه گفتم و دیدم که سواری بی دست

تیر آنقدر به او خورد که از نا افتاد

علقمه گفتم و دیدم که عمودی آمد

ناگهان در وسط معرکه سقا افتاد

شیری افتاد ز پا و همگی شیر شدند

گذر گرگ به آهوی حرم‌ها افتاد

وسط این همه سرنیزه و شمشیر و سنان

ناگهان چشم علمدار به زهرا افتاد

روضۀ دست بریده وسط علقمه بود

روضه‌خوان دست بدون رمق فاطمه بود


[ بازدید : 38 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]
[ شنبه 31 شهريور 1397 ] [ 0:05 ] [ خادم الحسین ]
[ ]
ساخت وبلاگ تالار ایجاد وبلاگ عکس عاشقانه فال حافظ فال حافظ خرید بک لینک خرید آنتی ویروس دانلود تک آهنگ انجام پروژه متلب نظافت منزل در تهران پیش بینی نتایج فوتبال خرید ملک در ترکیه انجام پروژه متلب میهن ام پی تری بازی حکم نقاشی ساختمان آپلود عکس نمایندگی پنل پیامک بانک مشاغل شیراز پزشکان متخصص شیراز بازی انفجار
بستن تبلیغات [X]